سيد علي اكبر قرشي

998

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

منجاة و كرامة و الكاذب على شفا مهواة و مهانة » خ 86 117 ، از دروغ كنار شويد ، كه آن با ايمان اجنبى است ، راستگو بر بالاى محل نجات و بزرگوارى است و دروغگو بر كنار پرتگاه هلاكت و خوارى است . به آن حضرت دربارهء اوباش و ارازل گفته شد : ضرر اجتماع آنها را دانستيم فائده افتراق آنها كدام است فرمود : « يرجع اصحاب المهن الى مهنتهم فينتفع الناس بهم كرجوع البناء الى بنائه و النسّاج الى منسجه » حكمت 199 مهن - به كسر اوّل و فتح دوم - جمع مهنه ( مثل كلمه ) به معنى شغل و خدمت است ، يعنى آنوقت اهل كارها به كارى خود بر مى گردند و مردم از آنها بهره مى برند ، مانند بنّا كه به كار بنّائى بر مى گردد و بافنده به بافتن خود . « مهين » حقير و بى ارزش چنان كه در نامهء 31 و خ 109 آمده است . موت : مرگ . موارد زيادى از اين مادهّ در « نهج » آمده است از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نقل مىكند كه فرمود : « انهّ يموت من مات منّا و ليس به ميت و يبلى من بلى منّا و ليس ببال فلا تقولوا بما لا تعرفون » خ 87 120 ، گويا منظور آنست كه ارواح آنها عليهم السلام چنان بلند و آگاه و مشرف به جهان است كه گويا نمرده و نه پوسيده‌اند و اللّه العالم . موتات : على الظاهر جمع موت است گر چه در لغت پيدا نشد و آن سه بار در « نهج » آمده است چنان كه فرمايد : « فكانت . . . موتات الدنيا اهون علّى من موتات الاخرة » خ 54 91 ، منظور از موتات عذابها و رنجهاست كه گوئى هر يك موت و مرگى است يعنى عذابهاى دنيا و گرفتاريهاى آن بر من از عذابهاى آخرت آسانتر است . ابن ميثم فرمايد : « و استعار لفظ الموتات الاهوال و الشدائد فى الدنيا و الآخرة » دربارهء عذاب آخرت فرموده : « و اعظم ما هنالك . . . تصلية الحجيم . . . لا فترة مريحة . . . و لا سنة مسّلية بين اطوار الموتات و عذاب الساعات » خ 83 114 ، بزرگترين چيز انداخته شدن به جهنم است نه قطع عذاب هست كه راحت كند ، و نه خوابى و چرتى است كه تسليت دهد ميان انواع مرگها ( عذابها ) و عذاب همهء وقتها .